چرا همه مون انقدر نسبت به عدم قطعیت، واهمه داریم؟

در بازی تنیس، بازیکن هر بار که به توپ ضربه میزنه به دنبالش یک حس عدم قطعیت رو تجربه میکنه. بازیکن  توپ رو از این سمت به اون سمت زمین میفرسته و با اینکه انتخاب های گوناگونی برای اینکه کجای زمین توپ رو بفرسته انجام میده اما، نمیتونه روی موفقیت هیچکدوم از این ضربه ها، حساب صد در صدی باز کنه. توپ برگشتی ممکنه از هر سمتی، با هر سرعت و یا در هر زمانی به سمت بازیکن ارسال بشه.

زمانی که شما تمایل داری تا به عنوان یک کارآفرین فعالیت خودت رو شروع کنی، باید حواست به همه ی ناامیدی هایی که مثل توپ تنیس از چپ و راست، با هر سرعت و در هر زمانی به سمتت ارسال میشه، باشی.

دقیقا مثل یک بازیکن تنیس، شما هم باید حواست باشه که به این توپ ضربه بزنی اما، برای دریافت امتیاز و یا قسر در رفتن از این ناامیدی، دقیقا مثل همون بازیکن، نباید فقط روی یک حرکت از پیش تعیین شده حساب باز کنی.

مواجهه با عدم قطعیت ترسناک تر از مواجهه با دردی فیزیکی است

در سال 2016، شماری از محققین لندن، به تحقیق پیرامون این مساله پرداختن که ببینن افراد در مواجهه با اینکه بهشون گفته شه قراره یک شوک الکترونیکی دردناک رو “قطعا” یا “احتمالا” دریافت کنن، چه عکس العملی از خودشون نشون میدن.

اونا دقیقا به یک تناقض در نتایج آزمایششون رسیدن؛ داوطلبانی که از قبل میدونستن قطعا این شوک رو دریافت میکنند به نسبت اونایی که ممکن بود بین 0 تا 50 درصد این اتفاق براشون بیفته، با این مساله در آرامش بیشتر و خیلی راحت کنار میومدن.

مغز شما ردیاب “عدم قطعیت” داره

مغز شما به صورت متداوم به دنبال تعریف و به روزرسانی مجموعه ای از قواعده که طبق اون بتونه بهتون کمک کنه تا به پیش بینی جهان پیرامون خودتون بپردازید. در مغز شما یک عدم تطابق بین اون چیزی که پیش بینی میشده و اونچه که در واقعیت داره اتفاق میفته، میتونه زمینه ساز ایجاد وضعیت عدم قطعیت بشه.

بهترین راه برای مغز شما که بتونه خودش رو از این عدم قطعیت نجات بده اینه که قواعد خودش رو متناسب با اطلاعات جدید به روزرسانی کنه و یا کلا با استفاده از ایده های نو به ایجاد مجموعه ای از قواعد جدید بپردازه.

برای هر کدوم از این راههایی که گفتیم، به نظر میرسه مغز شما باید از روش های قدیمی فکر کردن دل بکنه و سعی کنه خودش رو با شرایط جدید وفق بده، یاد بگیره و البته وضعیت مورد اشاره رو درک کنه.

زمانی که مغز شما با عدم قطعیت مواجه میشه، دقیقا باید مثل یک بازیکن تنیس عمل کنه که تحت هر شرایطی توپ هایی که به سمتش ارسال میشه رو، بر میگردونه.

چرا عدم قطعیت باعث میشه که احساس نگرانی داشته باشیم؟

از اونجایی که مغز شما نمیدونه به هنگام مواجهه با یک عدم قطعیت باید چه پاسخی رو ارائه کنه که مناسب اون شرایط باشه، طبیعیه که عدم قطعیت در مضطرب کردن شما، موفق عمل کنه. فعل و انفعالات شیمیایی که در مغر و در این شرایط اتفاق میفته باعث میشه تا شما احساس این رو داشته باشید که مایوس و البته نگران هستید.

چرا عدم قطعیت از داشتن یک درد حقیقی و فیزیکی، میتونه ترسناک تر باشه؟

اگر شما انتظار اینو داشته باشید که اتفاقی براتون بیفته (حتی اگر دردناک باشه)، مغز شما خیلی گیج نخواهد شد چرا که میدونه حدودا باید به این وضعیت چه پاسخی بده و به همین دلیل هم شرایط براش قابل درک تره. به همین دلیله که زمانی که انتظار دارید دردی رو تحمل کنین، هضمش براتون نسبت به زبانی که با عدم قطعیت در سر و کار هستید، راحت تره.

از عدم قطعیت چه درسهایی باید بگیریم

اضطرابی که به هنگام عدم قطعیت تجربه میکنید،اتفاق مثبتیه. این نشون میده که مغز شما داره خودش رو با شرایط جدید هماهنگ میکنه تا بتونه به هنگام مواجهه با هر مشکلی، شانس موفقیت خودش رو حداکثر کنه.

اگر این حس رو داری که نمیتونی وضعیت عدم قطعیت رو تاب بیاری، به نظرم اشتباهت اینجاست که از یک نقطه نظر، که اون هم نقطه نظر منفی است، به قضیه نگاه میکنی. همین مساله هم باعث میشه که خودت رو مهیای یک شکست کنی.

در چنین شرایطی سعی کن ذهنت رو با انجام کارهایی نظیر بازی هایی که میتونه بهت یاد بده وجوه مثبت قضایا رو ببینی، تشویق به مثبت اندیشی کنی چرا که این مساله باعث میشه در مواجهه با عدم قطعیت تاب بیشتری بیاری.

اگر بتونی این کار رو انجام بدی، در واقع تونستی بین مثبت اندیشی و تفکرهای منفی که ناخودآگاه ممکنه سراغت بیان توازنی برقرار کنی که همین مساله میتونه کمکت کنه تا در برابر اتفاقات مثبت و منفی، برخوردی برابر داشته باشی.

حالا تو کاملا شبیه همون بازیکن تنیس شدی؛ ممکنه به سمت تو انرژی های مثبت و منفی زیادی روانه شه اما، مغز تو میتونه به خوبی به اونا پاسخ بده و به تعبیر تنیس بازها، توپ های حامل این انرژی ها رو به بهترین شکل پاسخ بده و به زمین رقیب فرضی برگردونه!

به خاطر همین هم هست که تقریبا اکثر کارآفرینان موفق به شدت مثبت اندیش هستند. نویسنده ی برنده ی جایزه نوبل، دانیل کانمن در کتاب “تفکر سریع و آهسته” از این پدیده تحت عنوان “مثبت اندیشی وهمی” یاد میکنه.

تو وقتی میخوای در کاری ریسک کنی، صد در صد میدونی که این پدیده همراه با عدم قطعیته اما چیزی که باعث میشه این کار رو انجام بدی و ریسکش رو بپذیری، قطعا مثبت اندیشیه؛ امری که باعث میشه به خاطر یک اتفاق خوب هم که شده (حتی اگر خیلی بهش مطمئن هم نباشی) دست به کاری بزنی که ممکنه همراه با ریسک باشه.

 

این نوشته ترجمه‌ای از بلاگ‌پستِ «This Is Why You’re So Afraid of Uncertainty, According to Neuroscience» است که «محمدامین قنبری تفرشی» ترجمه‌اش کرده است.

19 دیدگاه برای “چرا همه مون انقدر نسبت به عدم قطعیت، واهمه داریم؟

  1. navid گفته:

    یه سری مسایل هستند که گذشته از عنوان و درگیری ذهنی که برای ما ایجاد میکنند تاثیرگذاری، اهمیت و تکرر بسیاری در زندگی روزمره ما دارند. اهمیت جند برابری این مسایل و تصمیم در مورد چگونگی برخورد با انها زندگی ما رو دگرگون میکنه که تو کتاب عادتهای اتمی اثر این مسایل رو به عنون اثر مرکب یاد میکنه( یعنی هرچه بهتر یا بدتر رفتار کنیم تاثیر چند برابر و حتی توان2یی توی زندگیمون میبینیم).
    از خانم هلی بابت انتخاب این موضوعات واقعا متشکرم و بهترینها رو براشون ارزمو میکنم

  2. ابراهیم آزادنیا گفته:

    سلام هلی خانم
    با اینکه مدت طولاتی هست که پیج اینستاگرام و پادکست هلی تاک رو دنبال میکنم، ولی اولین بار بود که هفته نامه رو مطالعه میکردم.
    ممنون از زحماتتون خیلی مفید بود. فقط اگر به فارسی سلیس یا ادغامی از عامیانه و سلیس باشه شاید بهتر حق مطلب ادا بشه.
    سپاس فراوان از زحماتتون

  3. منصوره محمودی گفته:

    به نظرم ابهام نسبت به موضوعات مختلف یه حس اضطراب در افراد ایجاد میکنه. و الان هم که همه چیز از شرایط اقتصادی و اجتماعی و کرونا و …… در ابهام کامل هست

  4. امیر گفته:

    عدم قطعیت
    از آنجایی که معنی واژه ها و تفسیر آنها در زبان فارسی شکل کاملا متفاوتی داره متعاقبا برای درک بهتر این مقاله برای من باعث شد چند بار از روش بخونم و در نهایت به یک برداشت در بهترین حالت 40 درصدی رسیدم،جذابیت برای من این هست که از زمانی که خودم را در چهارچوب تغییر با استفاده از راه کارها و سیستم های هلی قرار دادم تغییرات با یک سرعت متعارف و مشخص و پیوسته در سراسر زندگی من رخ داده و هر زمان که با یک پدیده غیر آشنا در سیکل این تغییر برخورد میکنم خیلی خیلی هیجان انگیز هست که در اولین پست یا اپیزود یا دومین دقیقا هلی همان پدیده یا موضوع یا مسئله را بررسی و تحلیل میکنه و راه های برخورد و مقابله با آن را به ما یاد میده.
    بعد از چند بار خواندن این مطلب و قرار دادن این مورد توی چالش تغییر شیوه زندگی خودم کاملا درک کردم که ریشه یک طیف از اضطراب ها و نا امیدی ها برای من از کجا میاد و دقیقا وقتی در عین مثبت اندیشی وارد یک چالش جدید میشم هر زمان که برای خودم ذهنیتی از بازخوردهای این چالش را ایجاد میکنم با هر گونه ناهماهنگی و یا اتفاق غیرمنتظره ای راحت تر کنار میام تا زمانی که یک چالش را در اوج هیجان و بدون هیچ ذهنیتی از بازخورد ها شروع میکنم در این موارد با کوچکترین تنش یا انرژی منفی از برنامه خارج میشم.
    شاید بهتر باشه مثال عینی بزنم
    زمانی قصد مهاجرت کردم و در عین هیجان و اتفاق هایی که پیرامون زندگی ام رخ داد بدون هیچگونه شناختی نسبت به عکس العمل اتفاق هایی که خودم دارم عمل میکنم پا در یک مسیر ناشناخته گذاشتم و این مسیر متاسفانه یا خوشبختانه درس های زیادی برای من داشت و بنوعی چون هیچ شناختی نسبت به عکس العمل اعمال خودم در این مسیر نداشتم چهارسال تمام زندگی با استرس ، هیجانات کاذب ، عدم برنامه ریزی و هماهنگی ، زندگی صرفا روز مره و در برزخ نسیب من شد اما از لحظه ای که با خودم به یک خلوت درونی و صادقانه رسیدم و خیلی راحت نتایج تصمیم هایی را که توی هرروز برای زندگی خودم گرفتم را با جان و دل پذیرفتم زندگی خیلی خیلی لذت بخش تر شد و حتی خیلی راحت با نتیجه یا عکس العمل یک رفتار پر ریسک خودم کنار میومدم و امروز با اضطراب و استرس عدم قطعیت خیلی راحت تر کنار میام و از اون برای یک حرکت مشخص تر و موفق تر استفاده میکنم، یعنی امروز اگر در مسیر مهاجرت عوامل همچون تغییر سیاست کشورها ، تغییر شرایط اجتماعی ، تغییر شیوه زندگی خودم باعث بشه اتفاق غیرمنتظره ای رخ بده (مثل همون برگشت توپ تنیس که معلوم نیست با چه سرعتی و در کدام طرف من برگرده) سعی میکنم بهترین حرکت را در مقابلش داشته باشم و اگر حتی بابت یک امتیاز منفی باید ناراحت بشم مدت زمان ناراحتی مشخص و معینی داشته باشم و سریع برای حرکت بعدی خودم را آماده کنم..
    دمتون گرم بروبچه های تیم هلی تاک پایدار و پیروز باشید.

    • هلی گفته:

      امیر جان ممنون که انقدر با حوصله برامون از تجربه فردیت نوشتی. خوشحالم مجتوا تونسته برات مفید باشه. تیم ما برات آرزوی موفقیت میکنه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.